افشاگری؛ هزاران آقازاده بیسواد بدنبال قدرت

بهارنیوز:

استادیار دانشگاه تهران گفت: در انگلیس بیش از ۴هزار آقازاده در حال تحصیل هستند. عمده آنها به کشور بازمی‌گردند و سهم‌خواهی می‌کنند. حضور پررنگ این آقازاده‌ها در ارکان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی، بحران‌ساز می‌شود.

اکبر ولی‌زاده یکی از بحران‌های پیش‌‌روی کشور را مسأله آقازاده‌ها می‌داند. او از فعال شدن نسلی از آقازاده‌ها سخن می‌گوید که نه سواد خاصی دارند و نه توان مدیریتی آنچنان اما مطالبه‌گر بوده و به مسؤولیت‌های جزئی راضی نیستند که تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی این قشر در ساختار می‌تواند به بحران بیانجامد.

از نظر وی، یکی دیگر از بحران‌های جدی،‌ اعتراض افرادی است که شغل‌ خود را از دست می‌دهند. او اعتراض این دسته را متفاوت از بیکاران می‌‌داند و می‌گوید بیکار شغل می‌خواهد اما فردی که شغل خود را از دست می‌دهد تمام شرایط زندگی عادی خود را از دست داده و دچار انباشت بدهی و هزینه‌های دیگر می‌شود و این موجب تبدیل شدن وی به یک طغیانگر و عصیانگر می‌شود.

ولی زاده از جمله افرادی است که به فراخور مسؤولیت‌هایی که برعهده داشته و دارد معتقد است ناآرامی‌های دیماه جدی‌ترین بحران نظام جمهوری اسلامی پس از انقلاب اسلامی به دلیل وسعت اعتراضات بوده است.

او در تحلیل این رویداد به گزاره‌های مختلفی نظیر انباشت مطالبات مالی مردم، ضعیف شدن طبقه متوسط جامعه، نگرانی جوانان و دانشجویان از آینده و شغل خود، تغییر ناگهانی طبقه افراد و تعارضات جامعه سنتی و مدرن در کشور اشاره می‌کند و نسبت به برخی از بحران‌هایی که در انتظار کشور است، هشدار می‌دهد.

وی می گوید: طبق آمارهای به دست آمده، بحران اخیر، وسیع‌ترین بحران بعد از انقلاب اسلامی بود، به جهت اینکه حداقل برای اولین بار همه استان‌های کشور و ۲۹ مرکز استان درگیر شدند. کاری به عدد جمعیتی معترضان ندارم اما گستردگی آن نشان می‌دهد که حوادث اخیر یک بحران کاملاً جدی بود که کشور را فراگرفت و مدیریت شد، اما مدیریت بحران به معنی تمام شدن بحران و از بین رفتن زمینه‌های شکل‌گیری بحران و بازگشت به قبل نیست.

اجازه بدهید یک تحلیل جامعه‌شناسی دیگری مطرح کنم که کمتر به آن توجه شده است. در این اتفاق من روی عوامل ناامیدی و سرخوردگی دست گذاشتم. در یک دهه گذشته یک اتفاق از نگاه همه مغفول مانده و آن ضعیف و به تعبیر دیگر کوچک شدن طبقه متوسط در جامعه ایران است. تحولات اقتصادی طبقه متوسط را به شدت ضعیف کرد و جامعه را دوقطبی کرد.

طبقه متوسط دو کارکرد دارد. در حوزه اقتصادی کارکرد آن مصرف‌کننده بودن است. باید بخشی از این نابه‌سامانی وضعیت اقتصادی کشور را ضعیف شدن همین طبقه متوسط دانست. طبقه متوسط توان خرید و به تبع آن مصرف را ندارد، از این رو رکود و رخوت در بازار ناشی از ضعیف و کوچک بودن طبقه متوسط است.

دومین وظیفه طبقه متوسط، این است که این طبقه، حلقه وصل حاکمیت با مردم است. بحث مشروعیت‌بخشی، انتقال امید به جامعه و بحث‌های مختلفی که در حوزه سیاسی و اجتماعی داریم بر دوش طبقه متوسط است و چون این طبقه کوچک و ضعیف شده، کارکرد خود را از دست داده است.


Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد