آغاز بپاخیزی ابومسلم خراسانی که جرقه قیام ایرانیان بود ـ ابومسلم در یک نگاه

نوشيروان کيهاني زاده
مهمترين رويدادهاي ايران و جهان

ابومسلم خراسانی بپاخیزی خود برضد بنی امیه را از 31 سالگی و از ژوئن 747 میلادی (خردادماه) و 96 سال پس از تکمیل استیلای عرب بر ایران آغاز کرد و طبق محاسبات برخی از مورّخان از نهم ژوئن آن سال. ابومسلم حکومت بنی امیه (امویان ـ Umayyads) را سلطنتی و غیراسلامی و رفتار آنان را به دور از شریعت و احکام اسلامی اعلام کرد و برانداختن ایشان را یک فریضه خواند و دیری نپایید که به جنبش عباسیان پیوست و سردار هواداران مسلح آنان شد.

ابومسلم در اصفهان متولّد و در مَرو بزرگ شده بود و به همین لحاظ اورا ابومسلم خراسانی می خواندند. مَرو از شهرهای بزرگ خراسان وقت ـ اینک منطقه ای در جمهوری ترکمنستان است. روس ها خراسان بزرگتر را با تبانی با انگلیسی ها که نظر به جنوب آمودریا و هندوستان نداشته باشند قطعه ـ قطعه کردند.

طبق بسیاری از نوشته ها و تألیفات، نام ابومسلم در کودکی و نوجوانی «وهزادان پورِ وندادهرمُز» بود. از همین نوشته ها چنین برمی آید که وی از اخلاف بزرگمهر، وزیر قباد ـ شاهِ ساسانی ایران و پسرش خسروانوشیروان بود. ابومسلم مدت کوتاهی هم در ناحیه سرپُل (واقع در افغانستان کنونی و در آن زمان؛ ایران خاوری) زندگی کرده بود.

ابومسلم در 19 سالگی به کوفه رفت و در اینجا بود که فساد دستگاه دولتی بنی امیه و کارهای غیراسلامی آنان را با تمامی وجود لمس کرد و تصمیم به پیوستن به مخالفان گرفت که چند گروه ازجمله شیعیان بودند و در این مبارزه، زید ابن علی رهبر شیعیان بود. شش سال بعد، با مرگ هُشام ابن عبدالملک اموی (که در سال 743 میلادی اتفاق افتاد)، تشدید مخالفت ها و آغاز نوعی هرج و مرج و درگیری داخلی، ابومسلم فرصت یافت تا به حامیان گروه بنی عباس به رهبری ابوالعباس السفّاح بپیوندد که اینان از اخلاف پسر عموی پیامبر اسلام و از طایفه بنی هاشم بودند.

در پی افتادن کوفه به دست مخالفان بنی امیه که 3 سال در دست آنان بود، سفّاح تصمیم گرفت که مخالفت مسلحانه با بنی امیه را از خراسان آغاز کند که خراسانیان بیش از دیگران ضدِ بنی امیه بودند. از اینجا بود که ابومسلم درخشید و همه جا بر نیروهای بنی امیه فائق آمد و نبرد نهایی او در کنار رود «زاب» که در نزدیکی موصل به دجله می ریزد روی داد و مَروان دوم خلیفه وقت امویان از ابومسلم شکست خورد، به دمشق گریخت که در اینجا هم با مخالفت رو به رو شد و در راه فرار به مصر کشته شد. پیروزی «زاب» به حکومت امویان در شرق پایان داد، ولی در اسپانیا (اندلس) ادامه یافت.

با شکست زاب قدرت به دست السفّاح عباسی افتاد. قرار نبود که خودرا خلیفه اعلام کند که چون قول خودرا را نقض کرد، دوستی ابومسلم را از دست داد. ابومسلم دو قول از سفّاح گرفته بود؛ یکی خلیفه نخواندن خود و دیگری رفتار خوب با پیروان همه فرقه های اسلامی و همچنین مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان که سفاح نسبت به قول دوم خود وفادار مانده بود. ابومسلم به رغم رنجش از سفّاح، حکمرانی سوریه و مصر و سپس خراسان را پذیرفت و در خراسان با پیروان همه مذاهب مِهربان بود.

منصور برادر سفّاح که از دیرزمان نزد برادر از ابومسلم سعایت می کرد، پس از اینکه جانشین سفاح شد، تصمیم به نابودی ابومسلم گرفت و سرانجام با طرح نقشه، اورا برای مذاکره دعوت کرد و در جریان این ملاقات، شمشیردارانی را که در گوشه ای پنهان کرده بود آواز داد و آنان بر سر ابومسلم ریختند و اورا کشتند، جسدش را قطعه ـ قطعه کردند و به دجله انداختند و این بود پاداشی که به ابومسلم داده شد!. ابومسلم در 39 سالگی (سال 755 میلادی) مقتول شد.

این خبر که به خراسان، سیستان و مازندران رسید، افراد و گروههایی که آمادگی بپاخیزی بر ضد حاکمیّت عرب داشتند و بعضا به نام گرفتن انتقام خون او وارد عمل شدند که قیام و فداکاری آنان در راه وطن که تا رسیدن به نتیجه ادامه یافت جالب ترین فصل تاریخ بشررا تشکیل می دهد. در کتاب های تاریخ آمده است که سَندپاد زرتشتی در نیشابور با تقبیح عمل منصور عباسی کلید بپاخیزی ایرانیان را زد.

منصور دومین خلیفه عباسی سپس با تخریب ساختمانهای تیسفون (مدائن) پایتخت ایران در طول 8 قرن، با استفاده از مصالح حاصل از اين تخريب بغداد را که باغستان و استراحت گاه تیسفوني ها در 36 کیلومتری شمال این شهر بود به شهر تبدیل و مرکز خلافت عباسیان قرار داد و ....


Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد