از اعماق جنایت: سخنرانی منتشر نشده لاجوردی

خبرگزاری فارس متن سخنرانی لاجوردی در اواخر دی ماه ۱۳۶۳ (چند روز پس از برکناری اش از دادستانی انقلاب) با همکارانش را منتشر کرده است.

در بخش هایی از این سخنرانی تکان دهنده آمده:

نوشین نفیسی جزو یکی از سه نفر مرکزیت جناح انقلابی راه کارگر و اعدامی بود. حالا طرف را از اعدام درمی‌آورند و آزاد می‌کنند!من وقتی آزادی نوشین نفیسی را دیدم، مرگم را از خدا خواستم و در پرونده‌ام هم نوشتم که خدایا! تو شاهدی که وقتی این تبعیض را در جمهوری اسلامی دیدم، مرگم را از تو خواستم. گفتم چرا مرکزیت آزاد بشود پنج ردیف زیرش اعدام؟ این ظلم است. گفتم اگر قرار است یک وقت خدای نکرده این نظام لطمه بخورد، از ناحیه این ظلم‌ها و تبعیض‌هاست.

علیرضا تشیُد در زندان ۱۵۰ نفر را کمونیست کرده. برج چهار پرونده‌اش رفته و حکم اعدامش هم تأیید شده، ولی شما تا حالا نگذاشته‌اید اعدام شود. می‌خواهید این را هم از مرگ نجات بدهید و این برای من قابل تحمل نیست. بچه‌های شعبه ۶ به خاطر این قضیه همه یکجا استعفا دادند. از من نمی‌توانید بخواهید که بپذیرم این جوری در جمهوری اسلامی تبعیض بشود.

برای آقای رازینی مسئله شده بود که امام به من فرمودند آقا از مشهد نیا، آنجا مهم است بمان. لاجوردی هم که پیش امام رفته، امام گفتند دادستان باش و حرف شورا را بپذیر. حالا لاجوردی برود و من از مشهد بیایم، این دوتا با فرموده امام تضاد دارد. باید تکلیف شرعی‌مان را روشن کنند.

دیدید که در اطلاعیه شان نوشته اند ما بالاخره وادارشان کردیم این تعویض‌ها بشود و از این مزخرفات. البته این‌ها کور خوانده‌اند! کارتان را قاطعانه دنبال کنید و مشت محکمی به دهن این ابله‌ها و خبیث‌ها و ضدانقلاب‌ها بکوبید تا پیش خودشان احساس نکنند که توانستند غلطی بکنند.

دعوای ما این است که ما می‌گوییم تا زمانی که من دادستان هستم نمی‌توانم موافقت کنم که این آقای سگ منافق و سگ کمونیست برود دانشگاه! نمی‌توانم موافقت کنم برود در یکی از دوائر دولتی.

من مثل این چوب‌های خشک هستم. شاید یک سری از حالات طبیعی آدم‌های معمولی را از دست داده باشم. شما واکنش‌های مرا روی توصیه ها دیده‌اید. پدرخانمم زنگ زد، با اینکه می‌دانید پدر خانم انسان جای پدر آدم است و من هم به او بسیار علاقه‌مندم، اما همین‌که گفت فلانی بابایش مریض است یک فکری...، از کوره در رفتم و اصلاً نگذاشتم دنباله حرفش را بگیرد. آن چنان پرخاش کردم که بیچاره ترسید و گوشی را گذاشت.

این‌ برادرانمان هم سخت علاقه‌مندند که با گروهک‌ها مبارزه بکنند، منتهی با شیوه‌ای که خودشان می‌گویند. شماها هم واقعاً تجربیاتی دارید، نمی‌توانید این تجربه‌ها را بردارید و ببرید. باید برای انقلابتان و علیه ضد انقلاب به کار بگیرید و کمرشان را بشکنید. حالا آنها مرا نمی‌پسندند، ولی این جور نیست که شما را نپسندند. قطعاً به شما نیازمندند و باید کارتان را انجام بدهید.

می‌گویند خلاف قانون بوده. گفتم اول یک خلاف قانون ما را بگویید. گفتند این زندانی‌ها حکمشان تمام شده و تو آزادشان نکردی. گفتم برادر! ما در حضور همه‌ حکام شرع و دادستان کل آقای موسوی تبریزی رفتیم خدمت امام. خود امام گفتند تا توبه نکرده آزادش نکن. دادستان کل هم بخشنامه کرد. خب می‌خواستی بخشنامه‌اش را باطل کنی.

برادران واقعاً مطلقاً تخلف نداشتند. اگر خدای نکرده یک وقت خواستند از شما سؤالی بکنند، مسئول مستقیم همه‌ این جریانات من بودم و احدالناسی از برادران در اینجا، کوچک‌ترین مسئولیتی ندارد. همه چیز زیر نظر من بوده و اگر کوچک‌ترین سؤالی هم از شما کردند، بگویید به دستور لاجوردی بوده، گفته بکنید، ما هم کردیم.

Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد